
باز من و پنجرهی رو به باغ . . . و انارهایی که از فرط نبودنت، ترک برداشتهاند . . . باز من و خاطرهی بچگی هایی که پشت درخت های پربار انار گم میشد و رد پایی که تو را، تاپشت پرچین های باغ، برای همیشه پنهان می کرد . . ....
ادامه مطلب
گفتنی نیست ولیبی تو کماکان در مننفسی هست، دلی هستولی جانی نیست......
ادامه مطلب
غربت آن است که در جمعی و جانانتxa0نیست . . ....
ادامه مطلب
چشمهايت را میبوسم مىدانم هيچ كس هيچگاه در هيچ لحظهاى از آفرينش، آنچه را كه من در گرگ و ميش نگاه تو ديدم نخواهد ديد . . ....
ادامه مطلب
باورِ من این است: اگر از خاک سرشته ست خداوند تو را خاکِ یک جای جهان شیرین است...
ادامه مطلب
ای نفسگیرترین حادثه ی فصل خزان من به اسمت برسم، سخت نبارم، سخت است...
ادامه مطلب
اندوه من اینست که در دفتر شعرم یک بیت به زیبایی چشم تو ندارم...
ادامه مطلب
تو نیمه ی گمشده ی من نیستی تو همه ی گمشده ی منی...
ادامه مطلب
از سر بيکاری امشب، خواستم تا يک به يک بشمرم حاجات خود ديدم نود درصد تویی . . ....
ادامه مطلب
من در این خلوتِ خاموشِ سکوت اگر از یادِ تو یادی نکنم می شکنم . . . !...
ادامه مطلب
من به دنبال تو با عقربه ها می چرخم . . . عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم . . . !...
ادامه مطلب
لعنت به تمام درهایی که . . . پشت آن نیستی . . . !...
ادامه مطلب
دارد پاییز می رسد انار نیستم که برسم به دست های تو برگم! پر از اضطراب افتادن!...
ادامه مطلب
کاش می شد با تو بهار آرزوها پا بگیره کاش می شد با تو دوباره زندگی معنا بگیره . . ....
ادامه مطلب